کارآفرین کیست؟

کار آفرین کسی است که در این سرزمین سخت در تکاپو وجستجو است و مانند یک عاشق در حال تلاش و کوشش میباشد.در حقیقت کارآفرین تصویری از یک انسان نیرومند همانند مردان آهنین میباشد.

یک مرد یا یک زن کارآفرین که در مقابل همه مشکلات ( مالی –اقتصادی – اجتماعی – خانوادگی ) به تنهایی ایستاده وشجاعانه در سختی های پیش رو مقاومت می کند .مانند کسی که از صخره های خطرناک با شیب بسیار تند بالا میرود. او تمام این سختی هارا برای رسیدن به ارزوهایش که ایجاد یک کسب وکار موفق است تحمل میکند.

کار آفرین بوی شرافت ، تعالی وتلاش های شبانه روزی انجام میدهد واز یک تعهد بالا برای رسیدن به ارمانهای فراتر از یک زندگی معمولی است . وشما سئوال می کنید .ایا چنین افرادی وجود دارند ؟بله . بعضی از شماها با انها برخورد کرده اید . ولی تعدادشان خیلی کم است.

در طول سه دهه اخیر ، اینجانب دهها نفر را می شناسم که کسب وکار کوچکی به راه انداخته اند ، اما واقعا تعداد بسیار کمی از انها کارآفرین واقعی بوده اند که متاسفانه در وسط راه ماندند. البته همه آنها دارای آرزوهای، اهداف وچشم اندازو رویاهایی داشته اند و بعضی از انها دارای تخصص بالا و تجروبیات زیادی در زندگی وکار داشتند واشتیاقشان برای بالا رفتن ، تبدیل به ترس از ارتفاعات شده ، وضخره ها تبدیل به سطوحی شدند که به جای بالا رفتن به ان چسبیدند.

وخستگی در چهره انها موج می زند و دیگر از ان شور وشوق خبری نیست مگر آنها یک روزعاشق نبودند ؟ مگر قرار نبود که همه انها کسب و کار خودشان را شروع کنند . پس انهایی،که حاضر شده اند دست به چنین ریسکی بزنند چه شد ، ان رویا و ارزو کجاست ؟ چرا از بین رفته ؟ جواب ساده است .

علتش شخضیت کار آفرینی  فقط برای مدت کوتاهی در وجود انها متجلی شده و پس از آن در پیشتر موارد از بین رفته است . به قول اقای پرفسور سمیعی در برنامه دورهمی تلویزیون که مجری اقای مدیری از ایشان در مورد موففقیت سئوال کرده اند فرموده اند که انسانها در هر کاری اگر می خواهند موفق شوند یاید عاشق ان کار باشند وگرنه هیچ وقت موفق نمی شوند.

لذا اگر همه صاحبان کسب و کار موفق میشدند ، انگاه داستان ما یک سوءتفاهم درمورد کسانی بود که به اسم کارآفرین کسب و کاری را شروع می کنند. سوء تفاهمی که به قیمت از دست دادن تمام سرمایه ، فرصت ها وزندگی مان تمام می شود .من اسم آن داستان یا سوءتفاهم را داستان کار آ فرینی می گذارم.

لذا این اشتباهی که بین مردم رایج شده که کسب و کار های کوچک توسط کارآفرینان راه اندازی می شوند .در صورتیکه اکثرا اینگونه نیست.

پس چه کسانی وبه چه علت کسب وکارهای کوچک را اندازی می کنند؟

برای درک کامل این سئوال فرض کنید که ان‌شاالله قصد دارید کسب و کار جدیدی را شروع کنید . ابتدا باید ببینید قبلا چکار می کردید واگر فکر می کنید زمان آن رسده که کسب وکار جدیدی برای خود راه اندازی کنید اکنون کجا قرار دارید.

لذا اگر مثل افرادی که من می شناسم باشید ، حتما برای شخض یا شرکت های کوچک وبزرگ دیگری کار کرده ای، یا تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شدی ، در هر صورت فکر می کنی که چیزی بلدی یا ممکن است شما هم مانند اکثر افرد جامعه که وارد کسب وکار خودشان می شوند که قبلا برای دیگران کار می کردند ، مثل حسابداری ، عایقکاری ، فروشندگی، طراحی داخلی ،معماری ، مهندسی و دیگر کارهای که کار تخصصی خودت را انجام می دادید وحتما در کارتان بهترین مهارتهارا داشتید ودر نهایت برای افراد یا شرکتها یا شراکتی کار می کردید .

سپس یک روز به دلایل خاصی که اتفاق افتاد مجبور شدید که به فکر راه اندازی کسب وکار جدید شوید .در هر صورت مهم نیست که چه اتفاقی برای شما افتاده است ، مهم این است که از آ ن روز به بعد به فکر ایجاده یک کسب کار افتادید.و از ان روز به بعد زندگی شما کلا دگرگون میگردد ، البته زمانیکه بنده از کارمندی بانک در سال 69 استعفاء دادم ووارد کسب و کار جدید شدم صداهای زیادی از طرف خانواد وبستگان می شنیدم که چرا شما کار به این خوبی که همه ارزو انرا دارند (بانک صادرات) استعفاء دادی ، تو که حقوق ومزایای خوبی داشتی، ما که ماشین داریم ، ما که خانه داریم و مشکل نقدینگی وگرفتن وام بانکی نداریم چرا از کاری که امروز همه دنبال ان هستند استعفاء دادی و می خواهی که کار ازاد

انجام دهی واین بازار که معلوم نیست آینده ان چه می شود و اگر موفق نشوی حداقل زندگی را از دست خواهیم داد وبه لطف خداوند بزرگ از این ازمایش موفق بیرون امدم .لذا بایستی تمام این حرفها را به جان بخری و به قول بزرگترها دل به دریا بزنی که خدایا اول توکل به تو بعد با تلاش گوشش شبانه روزی بتوانی موفق بشوی .

واز طرف دیگر صداهای که از درونم میشنیدم که شمارا درراهی که قدم برداشتی استوارتر میکرد وان این بود که من وقتی میتوانم بصورت نیم وقت در یکما ه به اندازه یکسال حقوق کارمندی کسب درامد کنم چرا بایستی به این کار دولتی ادامه دهم ،واز طرفی افرادی میدیدم در کسب وکار موفق هستند که از نظر ضریب هوشی ومیزان تحصیلات وتجربه از من پائین تر هستند ودارند یک کسب وکار بزرگ را اداره می کنند پس چرا من نتوانم.

لذا اگر شما به آنچه خواندید توجه کنید و آن را به ذهنتان بسپارید سرنوشتتان عوض خواهد شد .

هیجان مستقل شدن وراه اندازی یک کسب وکار وجودتان راتسخیر خواهد کرد ، لذت پول در آوردن از کسب وکار خودتان  انقدر شیرین وجذاب است که انرا با هیچ چیز دیگری عوض نخواهی کرد .

واز طرفی تصور اینکه خودتان رئیس خودتان هستید وکارهارا همانگونه که خودتان برنامه ریزی کردید انجام می دهید واز کسی حقوق یا مرخصی نمی گیرید و بقول قدیمها آقابالا سرندارید وهر وقت خواسته اید به سر کار می روید وهر وقت خواسته اید از سرکار برمی گردیدچون مال خودت میباشدو هزاران موارد دیگر که بطور وحشتناکی جذاب ودوست داشتنی می شود.

بنابراین زمانی که دچار این تکان شدید کارافرینی شدید دیگر اسایش ندارید ونمی توانید از دست ان راحت شوید وشما مجبور ید کسب وکارجدید را هر چه زودتر شروع کنید .  ( ادامه دارد)

درباره نویسنده

من فرامرز بزرگی با بیش از ۳۵ سال تجربه موفق در حوزه کسب و کار در این وبسایت قصد دارم مطالبی بسیار آموزنده و کاربردی را با شما دوستانم به اشتراک بگذارم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *